رادها كريشنان، فيلسوفي از سرزمين هند بود كه هم با عقل گرايي و فلسفهي غرب آشنا بود و هم با عرفان گرايي و اديان شرق و آثاري ارزشمند در اين زمينه دارد. در يكي از كتابهايش مضموني به اين گونه خوانده بودم كه شرق نياز به عقلگرايي غرب هم دارد و غرب نيز با همهي عقلگرايي كه دارد نيازمند به عرفان شرق هم هست.
سخن برگزيده و مشهور ديگري كه اين روزها از اين فيلسوف عارف بيشتر در ذهنم تكرار ميشود اين بود كه:
«وقتي زور لباس تقوا به تن ميكند، بزرگترين فاجعه بهبار ميآيد»
در عين حال بهنظر ميرسد فاجعه تا هنگامي است كه لباس تقوا بر تن زور باقي باشد اما هنگامي كه تزوير بودن اين لباس بر ملا شود، آنگاه زور هم كار آيي خود را از دست ميدهد
شريعتي هم در تحليل نمادهاي سه گانهاي كه در سر زمين منا به شيطان معروف است، به جاي نام انتزاعي شيطان، هر كدام را نامي عينيتر و ملموستري نهاده بود كه عبارت بودند از «زر» و «زور» و «تزوير». به تعبير وي، در مناسك حج هم اول بايد به سوي آن نماد آخري كه تزوير نام گرفته بروي، او كه فرو افتد اين دو تاي ديگر افتادنشان چندان كاري ندارد. يعني اين زور و زري كه بر مردم سلطه يافته جانش و مشروعيتش به نهاد تزوير بستگي دارد. اگر پرده تزوير فرو افتاده، سلطهي زور هم چندان دوام نخواهد آورد.